1 - ميخوام بدونم سال به سال كه ميگذره زندگيتون چه تغييري ميكنه ؟
*متاسفانه زندگی من خیلی یکنواخت شده و الان دو سال میشه که تغییر مهمی توش رخ نداده .
* واسه من که کلی تغییر می کنه...مثلا سال 86 واسه من یه سال عالــــــــــــی بود...مطمئنم سال 87 هم که بیاد زندگیم کلی تغییر می کنه...مثلا تو سال 86 کلا مسیر زندگیم عوض شدو من فهمیدم داشتم عوضی می رفتم .
*هیچ تغییری نمی کنه .
*روز به روز به غم افزوده می شه .
*سال به سال خوب تغییرای زیادی میکنه یه موقه هایی اصلا تغییر نمیکنه همون جوری میمونه .
* سعی میکنم که عاشق تر از پیش باشم و اخلاقم رو بهتر کنم و خودمو به خدا نزدیک تر بکنم .
*سال به سال زندگیم زشت تر از قبل میشه ولی خوب زندگی با همین چیزاش قشنگه .
*نیدونم ... اونقدرا توجه نکردم که الان بگم ... اگه تغییری باشه خود به خوده ... حله ؟؟؟ .
*سال به سال!خوب تغییر می کنه دیگه اندازه و مقدار که نداره به موقعیتها بستگی داره .
*خوب راستش زندگی من که سال به سال سختر و مشکلتر میشه ولی از یه زاویم وقتی بهش نگاه میکنم یه نواختولی چه میشه کرد ...به قول شاعر تا شقایق است زندگی باید کرد .
*مطمئنا زندگی ادما باید سال به سال تغییر کنه و این تغییر دست خود ماست...زندگی من هم تغییرات زیادی میکنه هر روز...سعی میکنم هر روز تغییرش بدم...نه اینکه هر سال.... .
*زندگي كه سال به سال ميگن كه بهتر ميشه .
*من همیشه سعی می کنم تغییر بکنم یعنی زندگی بدون تغییر یعنی یکنواختی و مسلما هر کس روز به روز تغییراتی می کنه .
*من که روز به روز از سادگیم کم میشه و بد جنس میشم آخه این دوره زمونه یه کم رو راست باشی فکر می کنن هیچی حالیت نیست یه خاطره بادم اومد حالا بی خیال ....میدونی این دوره خوبی نیومده پس نتیجه این که سال به سال به سنمون اضافه میشه و به جای اینکه بهتر بشیم ولی از معصومیت کودکانه مون و از اصلمون فاصله میگیرم چون .... نمیدونم چرا !
*سال به سال كه زياده روز به روزهم خودش كلي داستان داره واسه خودش ...من سعي مي كنم هر تهديدي رو هر چيز بدي رو يه جور فرصت براي خودم بدونم و خوبي ها رو هم تشويقي واسه فرداهاي بهتر!
*زندگی من که اصولا تغییر خاصی نمیکنه .
*نمی دونم چه تغییری می کنه ؟؟؟ اصلا تغییر می کنه؟؟؟؟؟من فک کنم هر روزم با روز قبل فرق کنه .
*هر سالی که می گذره کلی تجربه کسب میکنم واسه سال بعدم زندگی برام معنی دارتر میشه هدف مندتر می شم با نیروی بیشتری پیش میرم .
*زندگيم هيچ تغيري نميكنه .. هر روزم كپى روز قبله .
*این رو نمیدونم.....شاید کم کم بزرگ میشم و نسبت به قبل پخته تر که متوجه نمیشم .
*زندگیم را سعی می کنم با بهتر بودن و استفاده از لحظه هام تغییر بدم .
*
بلد نیستم .*
باور کن من هرسال می خوام تغییر کنم ولی آخر سال می بینم که همون آدم سابقم .2 - نظرتون در مورد اپ هايي كه ميكنم ميخوام بدونم چطوره ؟
*در مورد اپ هات بگم که.... قشنگن...یه نوع شادی و شیطونی هم توشون احساس می شه اونم به اطر شکلا و رنگای مختلفیه که توشون استفاده می کنی...ولی گاهی غم هم توشون هست .
* بایدبگم پا قدم من خیلی بد بود چون از وقتی با وبلاگت آشنا شدم آپ تولدت بود و بعد از اون دیگه آپ نکردی .
*آپ های تو همش قشنگه .
*آپات همشون خشگلن مث خودت ...ولی خدایی آپات حرف ندارن هم عکسا هم نوشته ها شعرا و قالب کلا به هم میان .
*خیلی عشقولانه و خوشمل .
*هنوز خیلی باید بیام .
* آپات همشون قشنگن خیلی باسلیقه ای .
* آپات واقعاَ قشنگه ... جدی میگم ... این آپتو که خیلی دوس دارم ... به جونه خودم ... .
*آپهاتم جالبو قشنگه .
*خوب هم شعرهایی که میذاری خیلی قشنگ و با احساسن ...هم اینکه موضوعاتش جالب و با معناست . نمیحوام به قول گفتنی هندونه بذارم ولی جدی کارت بیست حرف نداره ایشالله همیشه موفق و پایدار باشی .
*اپ هات قشنگه ...
*اپات كه حرف نداره ...
*در مورد آپت کلا آپ هات خیلی قشنگه من از آپ هات خیلی خوشم میاد مخصوصا شعرات خیلی به دل می شینه .
*فضای وبلاگت خیلی غمگینه....ولی شعرات خیلی قشنگه... .
*جواب نمیخواد ... زیبا + بااحساس + محیط جذاب = عالیییییییییییی ... اصلا 21 .
*آپ هات هم بايد بگم سرشار از احساس بودن تا حالا-------
*اپ هات هم واقعا عالی هست و معلومه روش کلی زحمت میکشی و واقعا باسلیقه هستی .
*آپ هایی که می کنی فوق العاده ن آهنگ وبتم محشره .
*آَپهايي كه ميكنى خيلي قشنگه..خيلي زياد!!!
*اون که عالیییییی....خصوصآ عکس ها و متن ها و شعر های زیبا.....
*آپهاتون زیبا و جالب و دلگرم هستند .
*
آپهات تا حالا که دو تاش دیدم وعالی بود تولدت هم که گذشت مبارک .*
مشخصه که هم صبر و حوصلت زیاده و هم خوش سلیقه هستی .*
اپاتون عالیه .3 - به كسي كه از صميم قلب دوستش دارين و اگه از پيشتون بره چيكار ميكنين ؟
* دوست ندارم بهش فکر کنم...امیدوارم هیچ وقت از پیشم نره .
*تا حالا بهش فکر نکردم اما واقعا نمیدونم چجوری باید تحمل کنم .
*کلی غصه میخورم .
*فقط بیادم باشی برام کافیه .
*میشینم انقدر گریه میکنم تا بمیرم شایدم نفرین کنم ولی دلم نمیاد .
*والا اون کسی که دوسش دارم تا به حال از نزدیک ندیدمش و اون اصلا منو نمیشناسه (به این میگن عشق یه طرفه ) ولی آرزومه واسه یک بار هم که شده از نزدیک ببینمش و باهاش صحبت کنم .
*خوب حتما لیاقت منو نداشته که گذاشته رفته .
* خو ناراحت میشم ... اگه نتونم واسش دعا کنم (یعنی اگه یه جوری رفته باشه که دلمو شکسته باشه و خوردم کرده باشه ) هیچ وقت نفرینش نمی کنم ... .
*اگه بخواد برا همیشه بره؟دعا می کنم براش و خودمم غصه می خورم .
*خوب معلومه که ناراحت میشم ...شایدم به فکر سلب کردن زندگیم بیفتم ...ولی به قول شاعر که میگه: اگر يک نفرو خيلي دوسش داري آزادش بذار، بذار هر جا دلش خواست بره، اگر برگشت باشه مال خودت تا قيامت اگر هم برنگشت بدون هيچ وقت مال تو نبوده که بخواي چيزي رو از دست داده باشي.سعی مکنم فراموشش کنم هر چند که سخته ولی کاریش نمیشه کرد .... و براش آزوی خوشبختی میکنم و براش دعا میکنم طودر که منو تنهام گذاشت و رفت عزیزش تنهاش نذاره و نره...
*نمیدونم.....فکر میکنم گریه میکنم و خیلی برام سخت باشه....
*كاري نميتوني بكني .. البته هركي نظري داره .
*اما اگه کسی که واقعا دوستش داری از پیشت بره اصلا فکرشم دردناکه ولی در کل شاید چند مدتی برات سخت باشه و خصلت آدمیزاد به اینه که زود می تونه خودشا با شرایط وفق بده و بعت از مدتی با اون موضوع کنا بیاد .
*خب اون که از پیشم رفته دیگه ... هیچ کار ... کاری نمیشه کرد ... باید زندگی کرد رسم زمونه همینه یه نگاهی به دور و برت بنداز .
*اگه از پيشم بره چون دقيقا نمي دونم چي كار مي كنم چيزي نمي گم !
*فعلا که کسی خاصی نبوده که بدونم جواب رو ... .
*اگه کسی که دوستش دام ار کنارم بره همین کاری که الن می کنم بدون اون سر می کنم .
*خودمو نمی کشم....... چون لازم نیست....... همین که رفت اینقد غصه می خورم که میمیرم...... چرا بیخود گناهمو زیاد کنم .
*اگه از پیشم بره قلبم میشکنه دیوونه می شم تمام تلاشمو برای برگردوندنش می کنم همیشه به یادش می مونم با یادش نفس میکشم و با خاطره هاش زندگی میکنم جای خالیش توی زندگیم آزارم میده ولی تا لحظه ی مرگم امید به دیدار دوباره ش خواهم داشت میدونم که خدا عادله باانصافه و از همه مهم تر عاشقای راستینو دوس داره پس به رحمتش امیدوارم .
*والله من يكى رو از صميم قلب دوست دارم اما رفته.. هيچ كارى نتونستم كنم جـــــــــــــــز گريه .
*من یکی میمیرم این رو قسم میخورم....طبیعی نمردم خودم رو میکشم.چون اون هم فقط یک جوره که میره .
*کسی که صمیمانه دوستش دارم پدرمه و میخوام بگم همیشه شاد باشه و روزی که اون نباشه را من نبینم .
*
اگه بره دیوونه میشم ولی امیدوارم هیچ وقت نره .*
من کسانی رو که از صمیم قلب دوس دارم بابا و مامانم هستن که مطمئنم تهنام نمی ذارن .4 - از زماني كه به وبلاگم اومدين شخصيت مهبان رو چطور ميبينيد ؟
*آدمی مهربون که یه غم تو دلشه با سلیقه .
*مهبان خیلی مهربونی خیلی احساساتی .
*من به نوبه آدمی هستم که نمیتونم کسی رو تو یه مدت کم بشناسم و چون مدت زیادی نیست که با وبلاگ شما آشنا شدم نمیتونم قضاوتی درموردتون بکنم اما در کل مهربون و خونگرم هستین .
* یه ادم شنگولو شاد دیدمت که زود با ادما صمیمی می شه البته خیلی هم خوبه این ویژگیت....ولی بعضی ها جننبه شو ندارن...من اینجوری دیدمت تو نت....دیگه نمی دونم .
* "مهبان" پسری با اسم بسیار زیبا و هم چنین عاشق پیشه (البته اگر درست حدس زده باشم ) .
* پسر خوب و مهربونو بامعرفتی هستی جدی میگم ها .
*مهبان مهربونه ... با همه ... احساساتی هم هس ... (نگی از اون گوشه خوندماااا !! نظر واقعیمه !!!) در کل پسر گلیه !!! .
*هنوز نمی تونم چیزی از شخصیتت بگم ولی فک کنم احساساتی باشی .
*شخصيتتم مثه اپهات حرف نداره .
*در مورد خودت که با توجه به ویزگی هات که گوشه وبلاگ نوشتی و آپ هات من فکر می کنم خیلی خوب باشی و در آینده هم بسیار موفق .
*اسم مهبان برای معرفیش کافیه نه راستی مهبان نگهبان ماه بود ولی مهبانی که من میشناسم خود ماهه جدی جدی میگم خیلی مهربون و دوست داشتنی هستی اینو از نوشته هات میشه به آسونی فهمید امیدوارم همیشه سلامت و شاد بمونی .
*شخصیت مهبان خیلی مهربون و دوست داشتنیه .
*شخصيت مهبان يه بچه ي احساساتي .
*شخصیت مهبان به نظرم یه پسری هست که یه جورایی مثل همه نیست و به قول معروف مثل وبلاگ که تک هست اونم کمیاب هست و یه سری عقاید خاصی داره و خیلی هم احساسی مثل خودم و خوش سلیقه و جالب ولی فعلا در همین حد میتونم بگم چون خیلی کم با شما اشنا هستم .
*مهربون و خيلي باحالي بابا .
*مهبان یه انسان مهربون هنرمند احساسی و بامحبت که هیچ وقت دوستاشو فراموش نمی کنه و همیشه بهشون سر میزنه .
*من احساس ميكنم خيلي پسر آروم و احساساتى هستى .
*دوست داشتنی و خراب دوست.البته اگه درست گفته باشم.
*پسری مهربان .
*
هنوز درست نمیدونم چه شخصیتی داری ولی از مشخصاتی که دادی یه شخص احساساتی .*
مهبان شخصیت شنگولتینا و پر طرفداری داره .5 - بزرگترين آرزوي زندگي شما چيه ؟
* بزرگترین ارزوی زندگیم اینه که به عشقم برسم....این بزرگترینش بود و بعدیشم اینه که دانشگا قبول بشم....هر کی این ارزوی منو دید...ته دلش یه دونه امین کوچولو بگه که من به ارزوهام برسم .
*بزرگترین آرزوی من اینه که عشقم دوباره برگرده .
* سلامتی کنار فرشته هام باشم .
*با خیالی آرام بمیرم و بدون دلواپسی .
* بزگترین آرزوی من اول از همه قبولی در کنکور و رسیدن به شغل مورد علاقمه دوم سلامتی امام زمان و ظهورش سوم سلامتی و خوشبختی خودم مادر و پدرم و داداشامه چهارم دیدن عشقم از نزدیک .
*آرزویی ندارم .
* خوشبختیه عخشم ... چه با من چه بی من !!! .
*بزرگترین آرزوم برآورده شدن همه ی آرزوهامه .
*و اما بزرگترین آرزوی من خوشبختی و سلامتی دوستان و عزیزانم است آرزو میکنم که هیچ وقت تو دلهای قشنگ و پاکشون غم و غصه را پیدا نکنه ....و به هر چی که که میخوان برسن.... .
*بتونم شغل پدرم رو ادامه بدم....و رسیدن به عشق و نزدیک شدن به خدا... .
* بزرگترین آرزوم از همه مهمتر اینه که دوست و یار خوبم داداش گلم به کسی که خیلی دوستش داره برسه. بعد هم خودم که آرزوهای زیادی دارم اینکه به کسی که دوستش دارم برسم و دیگه اینکه یک شغل درست حسابی پیدا کنم.داداش مهبان تو هم واسه رسیدن به آرزوهامون دعا کن .
*فعلا که آرزویی ندارم جز اینکه تو درسام موفق باشم یعنی همه ی اونایی که زحمت میکشن موفق باشن .
*بزرگترين آرزوم اين كه كوچكترين آرزوم برآورده بشه !
*بزرگترین ارزو هم سلامتی واسه همه و خوش بودن زندگی ها هست .
*من آرزومو به هیچ بنی بشری نمی گم .
*آرزو زیاددارم اولویت بندی کردنش سخته آخه همشون برام بزرگن ولی مهم ترینش سلامتیه همه و خونواده مه اگه سلامتی نباشه هیچ خوشی ای قشنگ نیست البته نظر من اینه بعدشم رسیدن به عشقمه آخه تو مسیر بودن ما موانع زیاده و این که امسال تو اعلام نتایج کنکور اسمم تو لسیت قبول شدگان پزشکی باشه .
*آرزو؟؟ نميدونم...ديگه آرزويي ندارم!!!
*به اونی که دوستش دارم برسم و دکترای معماریم رو بگیرم چون این هم آرزوی منه هم اون و هم بقیه....
*خوشبختیم .
*
آرزو های زیادی دارم ولی تا به حال به بزرگترینش فکر نکردم ولی دوست دارم مهندسی عمران دانشگاه قبول شم .*
باور کن هیچ آرزوی بزرگی ندارم چون همیشه سعی کردم قانع باشم و هیچ وقت ذهنم رو با چیزای گنده مشغول نکنم .*
بزرگترین ارزوم اینه که خدا همیشه پشتو پناهم باشه .6 - وبلاگ خودتون رو تا چه زماني ميخواين ادامه بدين ؟
* من وبلاگمو تا هر موقع که اینترنت وجود داشته باشه و حذف نشه ...تا هر موقع ادامه می دم...هیچ وقت هم ترکش نمی کنم...حتی تا 40 سالگی هم باز وبلاگ نویسی می کنم...واقعا وبلاگمو دوست دارمو هیچ وقتم ترکش نمی کنم...کلی خاطره ازش دارم .
*چون این دومین وبلاگمه فعلا تا جایی که بتونم ادامه میدمش .
*تا وقتی زنده باشم ادامه میدم .
*تا وقتی که به زندگیم لطمه نزنه .
*وبلاگمو راستش تا موقعی که چشام ببینه و دستام کار کنه که بتونم بنویسم ادامه میدم دوست دارم وبلاگم نسل در نسل بچرخه من بدم به پسرم یا دخترم بعد اونا بدن به نوه هام بعد اونا بدن به نتیجه و....
* تا هر وقت که خدا بخواد .
* تا زمانی که حس وبلاگ نویسی داشته باشم که زمان اونم معلوم نیست .
*تا وقتی حسش باشه ... .
*نمی دونم .
*تا وقتی که بتونم کار تو وبلاگ رو ادامه میدم یعنی تا وقتی که موقعیتشو داشته باشم .
*من وبلاگم خیلی وقته اپ نمیشه و فکر نمیکنم بشه...ولی دوست دارم با دوستانی مثل شما تبادل نظر داشته باشیم... .
*در مورد ادامه وبلاگ هم که بستگی به شرایط روزگار داره اگه خدا بخواد و مشکلی پیش نیاد ادامه می دیم .
* بی خیال آخه وب من تعطیله یعنی نمی خوام ادامه ش بدم و همش از غم و غصه بنویسم می خوام یه تکونی به خودم بدم و زندگیمو تغییر بدم شاید یه وب جدید درست کردم .
*وبلاگمو تا وقتي كه چيزي ارزش گفتن رو داشته باشه ! .
*واینکه وبلاگم هم تا هر وقت خدا بخواد ادامه میدم ولی شاید تا زمانی که سرگرم مسائل جالب تری نشده باشم و اومدن تو نت برام جالب باشه البته بعدش هم میام ولی مثلا کمتر .
*تا دم مرگ .
*الان 23 سالمه تا وقتي كه درسام تموم شه ادامه ميدم بديارو خدا كريمه .
*دوس دارم تا همیشه وبلاگ نویسی رو ادامه بدم هر چند دیر دیر می آم ولی زندگی بازی های زیادی داره هیچکی نمی دونه قراره فردا چی میشه می دونم یه روزی باید از اینجا دل کند ولی به اون روز حالا فکر
نمی کنم .
*وبلاگمو نميدونم..چند بار خواستم ببندمش اما فعلا تنها سرگرميم همينهو نميدونم تا كى ...... ؟!!
*تا هر زمان که بشه سعی میکنم تا آخرش پیش برم.
*نمیدونم تا چه زمانی تا وقتی که می تونم از خدم شعر بگم .
*
نمیدونم تا کی ولی هر وقت که دیگه خسته بشم و این جا هم برام بی معنی بشه .*
من مشغلم زیاده ولی خیلی دلم می خواد به کار وبلاگ نویسیم ادامه بده .*
اولین وبمو هک کردن این دومیه که بعد از مدتی ترکش کردم کس دیگه ای باهاش کار کرد کامنتم پرید الان دارم جبران میکنم و مث اولش میکنمش .